ذهن خلاق (قسمت اول)
فرامرز ملاحسین طهرانی
انگیزه و خلاقیت ذهن
رابطه ای عمیق بر پیوند انگیزه و خلاقیت
در دنیای امروز، خلاقیت و نوآوری به مثابه موتور پیشران رشد و توسعه شناخته میشوند. اما آیا خلاقیت صرفاً محصول استعداد ذاتی است یا ریشههای عمیقتری دارد؟ در این ، نگاهی عمیق و نو به رابطه پیچیده و شگفتانگیز بین انگیزه و خلاقیت خواهیم داشت. همیشه این سوال ذهن ما را به خود مشغول کرده است که چرا برخی افراد به نتایج شگفتانگیزی دست پیدا میکنند و دیگران در همان مسیر و با همان منابع، به نتیجه مطلوبی نمی رسند. آیا راز این تفاوتها در انگیزه نهفته است؟ آیا انگیزه میتواند قوه خلاقیت را شکوفا سازد و آن را به اوج برساند؟
نقش محوری انگیزه در بیداری خلاقیت
انگیزه نیرویی محرک و فراگیر است که نه تنها بر رفتار ما تأثیر میگذارد، بلکه بر روند تفکر و خلاقیت ما نیز نقش اساسی دارد. تصور کنید که میخواهید در یک مسابقه دو سرعت شرکت کنید. آیا بدون انگیزه و هدف مشخص، میتوانید خود را به بهترین حالت ممکن برسانید و نهایت سرعت را از خود نشان دهید؟ قطعا نه! به طور مشابه، خلاقیت نیز مانند یک نهال نیازمند آبیاریِ انگیزه است تا بتواند رشد و شکوفا شود. بدون انگیزه، ذهن ما مانند زمین خشک و بی روح میماند که قادر به پرورش و شکوفایی ایدههای نو و خلاقانه نیست. انگیزه به ما جهت و هدف میبخشد و خلاقیت را از حالت بالقوه به فعلیت در میآورد.
خلاقیت به مثابه میوهی درخت انگیزه
در واقع، میتوان گفت که خلاقیت میوهی درخت انگیزه است. هرچه ریشههای انگیزه قویتر و عمیقتر باشند، شاخههای خلاقیت پر بارتر و پر ثمر خواهند بود. یک فرد انگیزهمند، با هدف و اشتیاق به کاوش، میتواند به کشفیات و اختراعات بینظیری دست پیدا کند. به عبارتی، انگیزه نیرویی است که ذهن را به چالش میکشد، از آن حمایت میکند و راه را برای خلاقیت هموار میسازد. این نیروی محرک میتواند از نیازها و آرزوها نشأت گرفته و یا از حس کنجکاوی و جستجوی حقیقت سرچشمه بگیرد. در این زمینه، میتوانیم مثالهای بی شماری در تاریخ بشر پیدا کنیم که در آن افراد با انگیزه، خلاقیت را در خود شکوفا کرده و جهان را متحول کردهاند.
در ادامه، به بررسی ابعاد مختلف این رابطه اساسی خواهیم پرداخت و به چگونگی تقویت همزمان انگیزه و خلاقیت خواهیم پرداخت.
انگیزه و خلاقیت ذهن: رابطه ای عمیق
ریشههای مشترک انگیزه و خلاقیت
ما همگی با انگیزه و خلاقیت سروکار داریم، اما آیا تا به حال به ریشههای مشترک این دو نیروی قدرتمند فکر کردهایم؟ آیا میتوانیم آنها را به یکدیگر ربط دهیم؟ در این ، به بررسی این رابطه عمیق خواهیم پرداخت.
انگیزه: موتور محرک خلاقیت
انگیزه، مانند موتور محرکی است که خلاقیت را به حرکت در میآورد. بدون انگیزه، ایدهها و طرحها مانند دانههای بذر در زمین خشک میمانند و هیچ رویشی از آنها حاصل نمیشود. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی افراد در یک زمینه خاص، بسیار خلاق هستند و به نتایج شگفتانگیزی دست مییابند؟ پاسخ ساده است: آنها انگیزه لازم برای کاوش در ایدهها، آزمایش و رسیدن به اهداف خود را دارند. انگیزه، گاهی اوقات با شوق و اشتیاق و گاه با حس وظیفه و مسئولیت تعریف میشود. اما هر نوع انگیزه، برای تحریک خلاقیت ضروری است.
خلاقیت: شکوفاییِ ناشی از انگیزه
خلاقیت، همانند شکوفایی گل از زمین، نیازمند خاکِ حاصلخیز انگیزه است. ذهن خلاق، ذهنی فعال و کنجکاو است که از طریق پرسشها و آزمایشهای فراوان، به نتایج نوینی میرسد. خلاقیت، نوعی جستجوی بیوقفه است، مانند جستجوی گنجینه در میان هزاران احتمال. اما این جستجو بدون انگیزه، مانند کشتیای بدون بادبان در دریای بیکران است. انگیزهها، مسیر را برای خلاقیت ترسیم میکنند.
همافزایی انگیزه و خلاقیت
انگیزه و خلاقیت، مانند دو بال پرنده، برای پرواز به سوی نوآوری و موفقیت، به یکدیگر وابسته هستند. وقتی انگیزه وجود دارد، خلاقیت میتواند آزادانه شکوفا شود. به عبارت دیگر، انگیزه، بستر مناسب را برای خلاقیت فراهم میکند و خلاقیت، میوهی رسیده آن انگیزه است. این دو نیروی قدرتمند، در تعامل با هم، ما را به سوی پیشرفت و نوآوری هدایت میکنند. در واقع، هر دو برای رسیدن به اهداف بلند مدت ضروری هستند، مانند دو نیمه از یک کل.
انگیزه و خلاقیت ذهن: رابطه ای عمیق ( )
نقش انگیزه در بیداری خلاقیت
انگیزه، موتور محرک خلاقیت است. مثل یک جرقه، انگیزه می تواند خاموشترین ایدهها را به شعلهای پر فروغ تبدیل کند. بدون انگیزه، ذهنمان مثل ماشینی بیموتور است؛ توانایی حرکت و تولید ایدههای جدید را ندارد. تصور کنید که میخواهید نقاشی کنید، اما هیچ تمایلی به نقاشی کردن ندارید. در این حالت، خلاقیت شما در خواب خواهد ماند. این تمایل درونی، همان انگیزه است که باعث میشود قلمتان را بردارید و به خلق اثر بپردازید. انگیزههای مختلفی میتوانند وجود داشته باشند؛ از انگیزههای درونی ناشی از علاقه شخصی گرفته تا انگیزههای بیرونی مانند پاداش یا رقابت. هر کدام از این انگیزهها میتوانند در پرورش خلاقیت نقش ایفا کنند. آیا تا به حال متوجه شدهاید که چگونه یک مسئله یا چالش، میتواند انگیزهای برای حل کردن آن ایجاد کند؟ این روند کاملا منطقی است.
نقش چالشها و مشکلات در برانگیختن خلاقیت
چالشها و مشکلات، مثل سنگهای بر سر راه، میتوانند عوامل مهمی در بیداری خلاقیت باشند. هرگاه با مانعی روبرو میشویم، ذهن ما به طور ناخودآگاه به دنبال راه حلهای جدید و خلاقانهای میگردد. تصور کنید که میخواهید به قلهای صعبالعبور صعود کنید. این چالش، شما را وادار میکند که استراتژیهای جدیدی را برای غلبه بر موانع به کار بگیرید. مطمئنا، این تلاشها در شما خلاقیت و ایدههای نو را بیدار میکنند. پس به جای این که از مشکلات بترسیم، میتوانیم از آنها به عنوان جرقهزن خلاقیت استفاده کنیم.
راهکارهای تقویت انگیزه برای خلاقیت بیشتر
برای تقویت انگیزه و در نتیجه خلاقیت، میتوانیم از روشهای مختلفی استفاده کنیم. اول از همه، شناخت علاقهمندیهای خودمان و تمرکز بر آنها میتواند انگیزه ما را افزایش دهد. مثل اینکه اگر میدانیم که به موسیقی علاقه داریم، میتوانیم با گوش دادن به موسیقی، به خلاقیت خودمان دامن بزنیم. همچنین، اجازه دادن به خودمان برای اشتباه کردن و تجربه کردن ایدههای مختلف، یکی از مهمترین راهکارهاست. هیچ خلقیتی بدون خطا و تجربه شکل نمیگیرد. مثل این میماند که شما برای رسیدن به یک هدف، مسیرهای متفاوتی را امتحان میکنید و از اشتباهات خود درس میگیرید. با خودتان صادق باشید و به دنبال فرصتهای جدید و راهکارهای غیرمنتظره باشید.
انگیزه و خلاقیت ذهن: رابطه ای عمیق –
نقش باورها در شکلگیری انگیزه و خلاقیت
بسیاری از ما تصور میکنیم که انگیزه و خلاقیت از آسمان میبارند، اما حقیقت این است که این دو نیروی قدرتمند ریشه در باورهای ما دارند. اگر باور داریم که میتوانیم به اهدافمان برسیم، احتمال موفقیت ما افزایش مییابد. بهطور مثال، تصور کنید در حال ساختن یک پروژه بزرگ هستید. اگر به توانایی خود در حل مشکلات و رسیدن به نتایج مطلوب ایمان دارید، مطمئناً انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر خواهید داشت. برعکس، اگر باور دارید که از عهده کار برنمیآیید، خلاقیت شما محدود میشود و انگیزهتان کم خواهد شد. باورهای مثبت و قدرتمند، مانند بذرهای پرطراوت، رشد انگیزه و خلاقیت را تقویت میکنند.
نقش محیط و تجربهها در تقویت یا تضعیف انگیزه و خلاقیت
محیطی که در آن زندگی میکنیم و تجربیات گذشتهمان، تأثیر بسزایی بر انگیزه و خلاقیت ما دارند. محیطهای حمایتی و پر از تشویق، مثل گلخانهای برای رشد گیاهان، به شکوفایی خلاقیت و تقویت انگیزه کمک میکنند. اما محیطهایی که خفقانآور و منفی هستند، مانند بیابان خشک، مانع از رشد هر دو میشوند. تجربیات موفقیتآمیز گذشته، مثل قدمهای استوار در یک مسیر مشخص، انگیزه ما را برای پیشروی بیشتر تقویت میکنند. از طرف دیگر، تجربیات ناموفق، اگر به درستی پردازش نشوند، میتوانند مانع از رشد خلاقیت و انگیزه شوند.
اهمیت مدیریت استرس و تعادل روحی در خلاقیت و انگیزه
استرس، مانند طوفانی تند و خروشان، میتواند خلاقیت و انگیزه را به شدت تحتالشعاع قرار دهد. یادگیری مهارتهای مدیریت استرس و یافتن تعادل روحی، مانند یافتن یک بندر امن در طوفان، برای حفظ انگیزه و خلاقیت ضروری است. مدیتیشن، ورزش، و ارتباط با طبیعت، روشهای مفید و موثری برای مدیریت استرس هستند. اگر بتوانیم استرس را کنترل کنیم، فضای ذهنی آرام و خلاقانهتری را برای خود فراهم میکنیم. در این فضا، انگیزه برای رسیدن به اهداف با سرعت بیشتری رشد میکند، و خلاقیت در ارائه راه حلها آزادانهتر و بیپروا تر میدرخشد.
رابطه عمیق انگیزه و خلاقیت ذهن
ای بر تعامل انگیزه و خلاقیت
انگیزه و خلاقیت، دو نیروی قدرتمند و گره خورده در درون هر انسانی هستند. تصور کنید ذهن، باغی سرسبز است. خلاقیت، مانند بذری است که در این باغ کاشته میشود و انگیزه، مانند آبی است که این بذر را سیراب میکند و به رشد و شکوفایی میرساند. بدون انگیزه، خلاقیت مانند بذری خشک و بی روح خواهد ماند و بدون خلاقیت، انگیزه به سرعت تحلیل میرود و فرسوده میشود. این دو نیروی متقابل، در تعامل با هم، قدرت فوقالعادهای برای پیشرفت و شکوفایی انسانها خلق میکنند. چگونه میتوان این تعامل شگفتانگیز را بهتر درک کرد؟
نقش انگیزه در تغذیه خلاقیت
انگیزه، سوخت و ساز خلاقیت است. تصور کنید، میخواهید یک اثر هنری خلق کنید. اما اگر انگیزهای برای انجام این کار نداشته باشید، آیا میتوانید به کشف ایدههای جدید و نوآورانه بپردازید؟ قطعا خیر. انگیزه، موتور محرکِ کشف و خلق ایدهها است. این موتور، خلاقیت را در مسیر درست هدایت میکند و به آن قدرت پیشروی و تلاش میدهد. با افزایش انگیزه، خلاقیت هم به صورت تصاعدی شکوفا میشود. در واقع، انگیزه مانند کودی است که به رشد و شکوفایی خلاقیت کمک میکند و آن را به سمت موفقیت سوق میدهد.
نقش خلاقیت در تحریک انگیزه
حال به عکس این مطلب نگاه کنیم. خلاقیت میتواند در ایجاد و تقویت انگیزه بسیار تاثیرگذار باشد. زمانی که فردی به نتیجهای خلاقانه و قابل توجه دست مییابد، احساس رضایت و افتخار میکند. این احساسات، منبع قدرتمندی از انگیزه برای ادامه مسیر و خلق آثار بیشتر هستند. کشف و خلق چیزهای جدید مانند یک چالش هیجانانگیز است. این چالشها به فرد انگیزه میدهند که در مسیر نوآوری پیش برود و در خلق ایدههای جدید، تلاش بیشتری کند. نتیجه این تلاشها، احساس ارزشمندی و انگیزه برای انجام کارهای بیشتر است.
در نهایت، انگیزه و خلاقیت دو عنصر مکمل و همافزاینده هستند. آنها مانند دو بالِ پرندهای هستند که در پرواز، به یکدیگر یاری میرسانند. بدون وجود یکی از آنها، پرواز به سختی و یا حتی غیرممکن میشود. با درک این تعامل عمیق، میتوانیم راهکارهای موثر برای تقویت هر دو نیرو در خود و اطرافیانمان بیابیم و به اهداف خود دست پیدا کنیم. با افزایش انگیزه، خلاقیت شکوفا میشود و با افزایش خلاقیت، انگیزه تقویت میگردد. این چرخه هم افزا، منجر به پیشرفتهای قابل ملاحظهای در زندگی فردی و اجتماعی میشود.
نتیجه گیری
رابطه عمیق انگیزه و خلاقیت ذهن
ای بر تعامل دو نیروی اساسی
انگیزه و خلاقیت، دو نیروی اساسی در پیشرفت فردی و اجتماعی هستند. این دو نیروی قدرتمند، در واقع دو روی یک سکهاند و به شکلی پیچیده و شگفتآور با هم در ارتباطند. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه یک ایده خلاقانه در ذهن شکل میگیرد؟ در اینجا است که نقش مهم انگیزه مشخص میشود. انگیزه، نیروی محرکهای است که ما را به سمت جستجو و کشف راه حلهای نو هدایت میکند. بدون انگیزه، خلاقیت تنها به یک پتانسیل خام و بدون حرکت تبدیل میشود. تصور کنید که یک موتور قوی دارید، اما بدون سوخت. این موتور بیکاربرد است. این مثال به خوبی نشان میدهد که انگیزه، سوخت و انرژی لازم برای به حرکت درآوردن موتور خلاقیت است.
نقش انگیزه در شکوفایی خلاقیت
وقتی انگیزه وجود دارد، ذهن آماده است تا به دنبال راه حلهای جدید و نوآورانه بگردد. انگیزه، مانند یک چراغ راهنما، مسیری را برای ذهن مشخص میکند تا در آن مسیر، خلاقیت خود را آزادانه ابراز کند. این ارتباط عمیق و دو طرفه، مانند دو رودخانهای است که در نهایت به هم میرسند و خلاقیت را به جریان میاندازد. بدون انگیزه، ذهن تنها در مسیرهای آشنا و آرامشبخش حرکت میکند و فرصتهای جدید و بسیار هیجانانگیز از دیدگاهش پنهان میماند. این مانند این است که در یک جنگل وسیع، تنها به یک مسیر مشخص محدود شویم و از زیباییهای بینظیر و ناشناخته آن، غافل بمانیم.
خلاقیت به عنوان موتور پیشران انگیزه
از سوی دیگر، خلاقیت نیز میتواند به عنوان یک موتور محرک برای ایجاد انگیزه عمل کند. تجربه موفقیت در خلق یک ایده جدید، احساس رضایت و غرور خاصی به همراه دارد. این احساس موفقیت، نوعی تقویتکننده انگیزه است و ذهن را به سمت اکتشافات جدید و بیشتری هدایت میکند. این چرخه مثبت، به مانند یک حلقهی باورنکردنی و شگفتآور عمل میکند. هر موفقیت کوچک، به ایجاد انگیزه بیشتر و خلاقیتهای بیشتر میانجامد و در نهایت، فرد را در مسیر پیشرفت قرار میدهد. اگر میخواهید به موفقیتهای بیشتری دست پیدا کنید، خلاقیت را نادیده نگیرید، این همان کلید اصلی است.
جمعبندی و تأثیر بر زندگی فردی و اجتماعی
در نهایت، میتوان گفت که ارتباط عمیق بین انگیزه و خلاقیت، نقش اساسی در موفقیتهای فردی و پیشرفتهای اجتماعی دارد. با تقویت هر دو، میتوانیم به نتایج بسیار شگفتانگیزی دست پیدا کنیم. این رابطه، مانند یک شبکه پیچیده و قدرتمند عمل میکند که هر دو عنصر را به هم متصل میکند و هر کدام به نحوی، دیگری را تغذیه میکنند. با ایجاد انگیزه و تشویق خلاقیت، میتوانیم به جامعهای پیشرفتهتر و نوآورانهتر دست پیدا کنیم. در واقع، با فراهم آوردن محیطی که هم انگیزهها را تقویت کند و هم به خلاقیت اجازه بروز دهد، به آیندهی روشنتری میاندیشیم.
قسمت سی ویکم
فرامرز ملاحسین طهرانی
سوال خانم ش. ج
سلام و درود. چرا هنگام مرگ در جسم میت ارتعاش و رعشه بوجود می آید؟
پاسخ: به هنگام احتضار، به علت قطع شدن ریسمانهای نقره ای یا همان ریسمانهای حیات که از روح و تنپوش به نقاط مختلف بدن وصل است، ارتعاش یا لرزشی در اندام شخص محتضر رخ میدهد که بعد از قطع هر ریسمان، آن عضو دیگر حس خود را از دست داده و آرام میگیرد. هرچه این ریسمان محکم باشد این ارتعاش بیشتر در بدن محتضر مشاهده می گردد. اما کسانی که سالها در بستر بیماری یا کهولت هستند کمتر دچار این ارتعاش می شوند چون در طی مدتها بیماری یا عدم تحرک بعلت پیری و کهولت این ریسمانها به مرور زمان اتصال خود را شل کرده است و هنگام مرگ با یک ارتعاش کوچک قطع می گردد. درست مثل دندان لقی که با یک اشاره کنده می شود.
سوال خانم الف. د
آیا درست است همراه جنازه چیزی را که مورد علاقه آن شخص بوده مثل کتاب یا وسیله ای دیگر را با او دفن کنیم. چون به تازگی ما چنین کاری را هنگام دفن یکی از بستگانمان انجام دادیم و کتاب کوچک دعایی را که او همیشه در جیب کت و پیراهنش را داشت و در هر فرصتی از آن استفاده می کرد، را همراه او در قبر دفن کردیم.
پاسخ: والله چه بگویم. البته اشکالی ندارد، اما روح آن شخص همچنان مانند زمان حیات جسمانی بعد از مرگش زنده است و قادر است همچنان در دنیا باشد و از محتوای کتابهای دعا در هر جایی مثل خانه و کتابخانه ها استفاده کند.
ادامه مطلب ...
مصاحبه با یک مدیوم روحی
در این مقاله، مصاحبه با یکی از مدیوم های روحی سرشناس خارجی (آماندا مدر) ترجمه شده است. او دارای قدرت شهودی و مدیومی بالاست و روزانه به افراد زیادی کمک می کند تا توسط اطلاعات غیبی که دریافت می کند مسیر زندگی خود را بهتر پیدا کنند.
متن مصاحبه:
- اول از همه اینکه بگویید قدرتهای شما چه هستند و چگونه ظاهر می شوند؟
_ قدرت های ماورایی من شامل غیب بینی و تشخیص موجودات غیرارگانیک به این صورت که می توانم حضور آنها را حس کرده و پیام های ارواح را دریافت کنم. البته همه افراد قابلیت انجام این کار را دارند ولی نمی خواهند قبول کنند که می توانند. شاید یکی از دلایل آن این است که نمی توانند بین دو واقعیت مادی و معنوی تعادل ایجاد کنند.
ادامه مطلب ...خاطرات مدیوم ها
تعبیر رویای صادقه در غسالخانه
منبع: رکنا
ساعت کاری تمام شد، مثل همیشه آماده رفتن به خانه شدیم و باز مثل روزهای دیگر در راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر میکردم. آن شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستوشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم.
ادامه مطلب ...چگونگی ارتباط با روح زندگان
* فرامرز ملاحسین تهرانی
در علم متافیزیک و ماورالطبیعه بحث از نیروهای خارج از بعد مادی و همچنین ارتباط با مردگان و ارواح مطرح است، درحالی که ارتباط با روح زندگان نیز از قابلیت های این علم به شمار می رود زیرا انسانهای زنده نیز دارای روح هستند و در مواقعی که در حالتی مانند خلسه و بی خبری و سکوت باشند، روح آنان قادر به فاصله گرفتن از کالبد مادی آنان می گردد.
بهترین زمان برای فاصله گرفتن روح از بدن، هنگام خواب است که به طور کامل تنپوش و روح آدمی از جسم جدا شده و فقط با چند ریسمان نامریی به نام ریسمانهای نقره ای به جسم وصل می باشد تا روح هنگام بیداری، کالبد جسمانی خود را گم نکند و به نزد آن بازگردد و در آن حلول یابد. تنها تفاوت مرگ و خواب در همین نکته است که ریسمانهای نقره ای در وقت مرگ به طور کامل از جسم جدا شده و روح به همراه تنپوش برای همیشه از این کالبد ثقیل مادی جدا می گردد. درواقع قوانین عالم روح برای مردگان واقعی و انسانهایی که به واسطه خوابیدن به طور موقت مرگ را تجربه می کنند، یکسان است و تمامی معیارهای جهان غیب برای مردگان و همچنین زندگانی که در خواب هستند اعمال می گردد.
ادامه مطلب ...خاطرات مدیوم ها
ولی افتاد مشکل ها
خاطره خانم د.سین
سالها قبل با یکی از پسرهای همسایه مان که پسری محجوب و سربه زیر بود ازدواج کردم. من که دختری شیطون و علاقه مند به تیپ و لباس بودم نمی دانم چرا در جواب خواستگاری خانواده بهرام جواب مثبت دادم. البته اول جواب مثبت ندادم بلکه خیلی برایم جالب بود که چنین پسر آرام و ساکتی از من خوشش آمده، و آن را نوعی شوخی به حساب آوردم اما وقتی مادر خدابیامرزم از مزایای اخلاق خوب و سربزیری یک مرد برایم صحبت کرد، من اجازه دادم آنها به خواستگاریم بیایند. طبق رسم مراسمات خواستگاری وقتی با سینی چای وارد اتاق شدم، بهرام تا مرا دید به احترام من بلند شد و من از این کارش خیلی خوشم آمد و بی اندازه او را خجالتی و محجوب دیدم. چهره ای بسیار مثبت و آرام داشت و هیچ علامتی از پنهانکاری و نگاه های زیرکانه در وی نبود. راستش من هیچوقت از چنین پسرهایی خوشم نمی آمد. دوست داشتم یک پسر امروزی و شیطان و به اصطلاح «تیپ» نصیب من گردد حالا اگر کمی هم ناباب و آب زیرکاه بود برایم اهمیت نداشت. اما بهرام اصلا اهل هیچی نبود و وقتی هم که با هم به اتاقی دیگر برای صحبت رفتیم هیچ چیز پنهان و آشکاری از او ندیدم و فقط او به من گفت که خیلی از من خوشش آمده و قصد دارد با من بنای یک زندگی خوب و شیرین را بگذارد. آنقدر ساده و پاک دل بود که حتی تعداد بچه هایش را تعیین کرد و اینکه دوست دارد صبح ها به سرکار برود و شبها سروقت به خانه بازگردد و من را منتظر وی در خانه ببیند و هفته ای یک بار هم با هم به سینما و پارک و تفریح برویم و پولهایمان را برای روز مبادا پس انداز کنیم و از این حرفها....
بنام خدا
گزارش جلسات دورهمی ارتباط
روز پنجشنبه 23 خرداد 98
روز پنجشنبه 23 خرداد دو جلسه دورهمی ارتباط داشتیم که یکی از آنها محفلی و فامیلی بود و دیگری جلسه آزاد دورهمی بود که ازطریق اطلاع رسانی ازطریق کانال مثنوی ارواح عده ای از دوستداران علوم روحی در آن شرکت داشتند.
در مورد جلسه اول که ساعت 14 تا 16 در خیابان آزادی تشکیل یافت، با دعوت یکی از دوستداران به این جلسه رفتم که اعضای حاضر در آن عموما قوم و خویش و دوستان خانوادگی میزبان جلسه بودند که در این جلسه حضور داشتند.
ادامه مطلب ...فرشته نگهبان
فرامرز ملاحسین طهرانی
فرشتگان نگهبان جزء دسته ای از ارواح هستند که به بخشی از تکامل روحی خود در رابطه با شناخت ذات احدیت و شناخت از تواناییها و مکارم روحی و ذاتی خویش نائل آمده اند.
درواقع فرشتگان نگهبان همان ارواح نگهبان هستند. زیرا آنها فرشته نیستند اما به تعبیر همگان به فرشته نگهبان معروف گشته اند. فرشتگان نگهبان بر وظایف تکوینی که برعهده اشان هست ماموریت دارند تا مجری نامه اعمال و همینطور نگهبان یکی از افرادی باشند که در یکی از کرات مادی و ازجمله سیاره زمین درگیرودار یک حیات و زندگی بسته و دربند مشغول آزمون های سخت دنیایی هستند. از آنجاکه جهان فیزیکی پر از موانع و خطرات مادی فراوانی است که ممکن است تاثیرات مخربی بر جسم مادی و کالبد فیزیکی داشته باشد و ازآنجاکه روح در همین کالبد فیزیکی محبوس است، پس فرشته نگهبان هرکس موظف است تا خطرات و صدمات ناشی از وسایل، ادوات و تصادمات را تا زمان مرگ طبیعی از کالبد مادی که میزبان یک روح است دور کند.
وظیفه فرشتگان نگهبان این است که نظاره گر اعمال و رفتار و گفتار و اندیشه هایی باشد که از جنبه شخصی خارج شده و تاثیرات آن به افراد دیگر جامعه اعم از خانواده و دوست و آشنا و سایر مردمان سود و یا ضرر می رساند. آنجایی که یک انسان مشغول رتق و فتق امورشخصی خود است روح نگهبان نظارتی بر کار وی ندارد، اما در مناسبات اجتماعی و گروهی در ابعاد اقتصادی و هنری و علمی و غیره ارواح نگهبان ناظر بر اعمال و ثبت این اعمال در حافظه زمان مربوط به رخداد اینگونه اعمال می باشند و حتی اشاره یک دست و یا اعضا صورت و ادای یک حرف از نگاه تیزبین فرشته نگهبان دور نمی ماند.
قسمت سی ام
فرامرز ملاحسین طهرانی
سوال آقای جاسم ...
سلام کلاس های آموزشی چه روزهای است
پاسخ: دورههای آموزشی ما بصورت غیرحضوری و مجازی است.
سوال خانم شبنم
با سلام ببخشید یه سوال داشتم یعنی تمام ارواح برای رسیدن به مراتب بالا باید علاقشون به عزیزانشون رو در خودشون بکشن تا بتونن به مراتب بالاتر صعود کنن؟ و یعنی حتی وقتی بستگانشون هم به اونها ملحق باشن اصلا به دیدنشون نمیرن و براشون مهم نیست؟ چه دنیای بی عاطفه ای میشه اینجوری.
پاسخ: نخیر اینطور نیست. عشق و علاقه نسبت به یکدیگر از مواردی است که باعث کسب امتیازات معنوی برای روح می شود. مخصوصا که این عشق و علاقه نسبت به خانواده باشد. بلکه آن چیزی که ناپسند است دلبستگی و وابستگی افراطی نسبت به هر چیزی است که مانع توجه و رویکرد ما به منشا و سرچشمه پیدایش این عشق یعنی خداوند متعال می گردد. اگر انسان به این درجه از ارتقا معنوی دست یابد که قبل از همه توجهات و علاقه های خود نسبت به دنیا و زخارف آن، عاشق خداوند گردد آن وقت خیلی راحت تر می تواند مصیبت ها و شکست های زندگی را تحمل کند.اتفاقا ارواح تا مدت های مدید پس از مرگ عشق و علاقه شان به خانواده و بستگانشان حفظ می شود اما با گذشت زمان و مشغول شدن به بهره مندی از نعمات و برکات فراوانی که در جهان های روحی هست به کنه و ماهیت واقعی و حقیقی عشق پی می برند.
ادامه مطلب ...
جهانگردی ارواح
فرامرز ملاحسین طهرانی
روح در هیچ دوره ای از حیات تکاملی خویش از ازل تا ابد ایستا و زمینگیر نیست. بلکه ارواح به نسبت درجات تکاملی خویش می بایست در طول زمان حیات خود چه در کرات مادی و چه در جهان های روحی به کسب فضایل معنوی و مشاغل و حرف و تحصیل دانش و کسب آگاهی های الهی مشغول باشند وگرنه با دریافت امتیازات منفی مجبور به مراجعت به یکی از جهان های فیزیکی و مادی و گذراندن دوره ای سخت در آزمونی الهی می شوند.
ادامه مطلب ...